اما روز گذشته وقت آزادی پيدا كردم و براي برخي بررسي ها به خيابانهاي سطح شهر رفتم و در حال عبور از خيابان دولت بودم كه ستاد موسوي را با حضور دختران و پسران مشاهده كردم و ماشين را در كوچه اي نزديك ستاد آنها پارك كردم و به سمت ستاد موسوي حركت كردم تا سرو گوشي آب بدهم.
زماني كه از ستاد موسوي بيرون آمدم ماشين مدل بالايي را مشاهده كردم كه در مقابل ستاد موسوي توقف كرده است و بر روي ماشين خود عكسهاي احمدي نژاد را نصب كرده است، اما با ديدن ظاهر سرنشينان اين ماشين متوجه شدم كه فضاي تخريبي كه در سال ۱۳۸۴ و در انتخابات نهم روي داد در حال شكل گرفتن است.

به ماشين آن فرد نزديك شدم و از او در خصوص اينكه از چه كسي حمايت ميكند سوال كردم كه او در پاسخ گفت " من به موسوي راي مي دهم اما با اين كار راي احمدي نژاد را كم ميكنم".
آن ماشين با بلند كردن صداي تند موزيك در ماشين و با بوق ممتد زدن و فرياد كشيدن در خيابان و هو كردن مردم از من فاصله گرفت و در خيابانهاي شمال شهر به راه افتاد.
در آن زمان احساس كردم در همايش زنان حامي احمدي نژاد كه در سالن ۱۲ هزار نفري برگزار شد دختراني با وضعيت نا مناسب حضور داشتند در راستاي همين پروژه توهين به مقدسات در لباس حمايت از احمدي نژاد رئيس جمهور مردمي و انقلابي و مذهبي كشورمان است.
يادم آمد كه امروز هم فضاي وجود دارد تا حاميان موسوي با پوشيدنم لباس حمايت از احمدي نژاد مردم را اذيت كنند تا مردم از احمدي نژاد مفرد پيدا كنند.
اما پس از آنكه ناراحتيم فرو نشست به ياد اين افتادم كه اگر در انتخابات نهم هم چنين كارهاي تخريبي صورت گرفت اما مردم به احمدي نژاد راي دادند پس مردم حاميان واقعي رئيس جمهور مكتبي مان را ميشناسند و اين تخريب ها اثري ندارد.
گشت نامحسوس/